قهرمان ميرزا عين السلطنه
336
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مهلت داده است . تا عصر برف درختان از شدت سرما آب نشده بود . منتهاى سرما شده است . بازار شلوغ بود . شب عيد بلاى بزرگى است و همه كس در شتاب است كه رختى خريده و لباسى تازه كند . حكومت همدان سهشنبه 23 - خانهء حضرت و الا صبح رفتم . دندانساز خدمتشان بود . دو دندانشان را كشيدند . هردو لق بودند . قدرى با اذيت كشيده بودند . ديروز ميرزا رضا قلى خان منشى جناب امين السلطان آنجا آمده بود و فرمايشات در باب حكومت همدان را از جانب اعليحضرت ابلاغ كرده بود كه بايد حكما حضرت و الا بروند . ديشب را حضرت و الا خانهء امين السلطان تشريف بردند و فهرستى در باب عرايض خود به خاكپاى مبارك عرض كرده خدمت امين السلطان دادند كه شرحى در حاشيهء آن نوشته به نظر اعليحضرت همايونى برساند . قبول فرموده بودند ، تا عاقبت چه شود . سه سال است پىدرپى حكومت مىدهند ، يكى از يكى بدتر . همدان همان اسم است مداخلى ندارد و زحمت حكومت زياد . اگر حكومتى باشد كه مداخل داشته باشد به زحمات و گفتگوى اين و آن مىارزد . لكن حكومت همدان گفتگوى زياد و زحمت فراوان دارد ، بدون شاهى مداخل . خداوند حضرت و الا را براى ما نگاه دارد كه از همه چيز آسوده هستيم . كارى به كار كسى نداريم . انشاء الله اين نوع پدرها به سلامت باشند . اين دو بيت مناسب است . نه بر اشترى سوارم نه چو خر به زير بارم * نه خداوند رعيت نه غلام شهريارم غم موجود و پريشانى معدوم ندارم * نفسى ميزنم آسوده و عمرى بسرآرم بعد از ظهر توپخانه رفتم . آقاى نايب السلطنه امروز از كن تشريف آوردند . اعليحضرت فردا خواهند آمد . هوا ابر بود و به شدت سرد . اين چند روزه سرما شدت كرده فردا خانهء همشيره عيال محمد حسن ميرزا وعده داريم . زياده و السلام . خانهء پسر وزير دفتر چهارشنبه 24 - صبح به خانهء محمد حسن ميرزا رفتم . آقاى عماد السلطنه و تولوى خان بودند . سه ساعت به غروب مانده به منزل آمدم . بعد از نماز مغرب و عشاء رفتم به خانهء ميرزا على پسر وزير دفتر وعده داشتم . محمد ميرزا پسر ملكآرا با آقاى عماد السلطنه و سه نفر ديگر بودند . خانهاش پنج قدم با منزل آقاى عماد - السلطنه مسافت دارد . همسايه هستند . يك نفر تارزن بود . « ارگ » هم بود . تا ساعت پنج و نيم آنجا بوديم . . . « * » در ساعت شش به منزل آمدم . كوچه يخ بسته بود ، هوا صاف بود ، خيلى سرد بود . آقاى نايب السلطنه از كن مراجعت فرمودند .
--> ( * ) نقطهچين در اصل است .